نظام اقتصادی چیست؟

نظام اقتصادی

نظام اقتصادی مجموعه‌ای از نهادهای اقتصادی را در بر می گیرد که به طور خاص چارچوب های مالکیت عوامل تولید و تخصیص منابع کمیاب را مشخص می کند و توضیح می دهد.

پرسش های اساسی در نظام های اقتصادی

به دلیل کمیابی منابع و هم به سبب تامین نیازها و حل شواری های زندگی شهروندان نظام های مختلف باید به چند پرسش پاسخ دهند که به آن ها پرسش های اساسی در نظام اقتصادی می گویند.

  • چیستی و چه مقداری کالاها و خدمات:پرسش اول از هر نظام اقتصادی آن است که چه کالاها و خدماتی و به چه میزان باید تولید شود.برای مثال بر اساس تئوری سنتی نظام سرمایه‌داری در پاسخ پرسش اول می گویند که کالاها و خدماتی باید تولید شود که خانوارها و مصرف کنندگان تقاضا می کنند.در تئوری سوسیالیسم سنتی پاسخ پرسش اول این است که دولت تصمیم می گیرد چه نوع کالایی و به چه میزانی تولید شود.
  • چگونگی تولید:در اقتصاد قاعده کلی مطرح است که می تواند در نظام های مختلف اقتصادی مورد توجه قرار گیرد و آن این است که از شیوه هایی برای تولید کالاها و خدمات استفاده کنند که بیشترین بازدهی و کمترین هزینه را داشته باشد.این روش بیانی از کارآمدی است که در اقتصاد اهمیت کلیدی دارد.
  • چگونگی توزیع فراورده‌ها و درآمدها:در تئوری سنتی نظام سرمایه‌داری اصل اخراج و محروم سازی مطرح می شود که منظور از آن این است هر کسی که سهمی از عوامل مختلف تولید ندارد از محصول نهایی نیز سهمی نخواهد داشت.در تئوری سوسیالیسم نحوه توزیع این گونه بیان می شود که هرکس باید در حد توانش کار کند و به اندازه نیازش مصرف.

هدف های نظام ها و تحقق آن ها

ساز و کار تخصیص منابع و چارچوب های مالکیتی دو نهاد کلیدی در نظام اقتصادی‌اند.چگونگی رسیدن به هدف های اقتصادی نظام ها به چگونگی نهادها و سازمان دهی های آن نظام ها بستگی دارد.نظام های اقتصادی معمولا هدف پایانی و نهایی رساندن جامعه به رفاه عمومی است.ممکن است این رفاه کارایی محور یا عدالت محور باشد یا ترکیبی از آن دو استوار باشد.در تئوری نظام های سرمایه داری بر کارایی تاکید بیشتری دارند و نظام های سوسیالیستی بر عدالت بیشتر و نظام های ترکیبی و میانه بر هردو.معمولا هدف های میانی در راستای تحقق هدف های پایانی اند.برای مثال ممکن است یک هدف میانی نظام های اقتصادی رسیدن به رشد پایدار بیکاری و تورم طبیعی و تراز پرداخت مناسب باشد.بدیهی است رسیدن به این هدف های میانی برای تحقق هدف های پایانی که رفاه عمومی است ضروری است.

روند تکاملی شکل گیری نظام های اقتصادی

از آغاز تا قرن ۱۹

به طورکلی می توان گفت که اولین نظام های اقتصادی به صورت رسمی در قرن ۱۶ و در قالب سرمایه‌داری تجاری شکل گرفت.قبل از قرن ۱۶ و در شرایط سازمان دهی دولت شهرها هم مکتب اقتصادی هم نظام اقتصادی به شکل مدون و رسمی مطرح نبود و این عنوان ها بیشتر جنبه غیر رسمی و محلی داشتند.در دوران قبل از قرن ۱۶ چارچوب های غیر رسمی از زیر سیستم های محلی مثلا در شرق باستان و یونان قدیم یا قالب های فئودالی در قرون وسطا مطرح بودند اما اولین نظام های رسمی به دنبال شکلگیری سازماندهی دولت-ملت و از قرن ۱۶ به بعد مطرح شد.در قرن ۱۸ نظام سرمایه‌داری صنعتی ایجاد شد و در پایان همین قرن بود که سرمایه‌داری لیبرال در چارچوب مکتب اقتصاد کلاسیک به جود آمد.از قرن ۱۹ به بعد وسعت تحولات رسمی نظام های معنی دارتر شد.از این رو در ادامه بر تحولات نظام ها از قرن ۱۹ به بعد تاکید می شود.

قرن ۱۹ تا اواسط قرن ۲۰

نظام های اقتصادی مربوط به قرن ۱۹ و بیستم نسبت به قرن ۲۱ تحول کمتری را نشان می دهند.توجه به این تحولات در شناسایی و کارکرد نظام ها تاثیر دارد.در این جا به برخی تحولات مربوط به سال های ۱۸۵۰ تا ۱۹۵۰ اشاره می شود.در اوایل قرن ۱۹ جمعیت جهان حدود یک میلیارد و تولید ناخالصی جهانی حدود یک ترلیون دلار بود.در آستانه سال ۲۰۱۷ جمعیت بیش از هفت برابر و تولید جهانی حدود ۱۰۷ برابر آن زمان شد.از این رو نظریه مالتوس در مورد روند رشد جمعیت و رشد تولید تا آن زمان به اثبات نرسید.در اوایل قرن ۱۹ شاخص سطح زندگی به طور منحصر به فرد،تولید ناخالص سرانه بود که میانگین جهانی آن کمتر از ۸۰۰ دلار بود.این درحالی است که میانگین جهانی تولید سرانه در آستانه سال ۲۰۱۷ بیش از ۱۶۰۰۰ دلار بوده که در نتیجه بیش از ۲۰ برابر آن زمان شد.اوایل قرن ۱۹ اکثر نیروی کار در بخش کشاورزی مشغول به کار بودند و وسایل ارتباطی و رفاهی کافی نداشتند.در آستانه سال ۲۰۱۷ مدرن ترین ابزارهای رفاهی و ارتباطی در اختیار گروه های متوسط به بالا قرار گرفت.جالب توجه است که داده های تاریخی نشان می دهد در اوایل قرن ۱۹ توزیع درآمد و ثروت در سطح بین المللی تقریبا عادلانه بوده است.به این شکل تفاوت بسیاری بین سطوح درآمد اسیایی ها و اروپایی ها وجود نداشت.دست کم تولید ناخالص سرانه کشورهای مختلف وضع نسبتا هم ترازی داشت.گرچه سطح زندگی به طور کلی پایین بود ولی این سطح برای همه تقریبا نزدیک بود.
بین سال های ۱۸۵۰ تا ۱۹۵۰ تحولات اقتصادی و روند عملکرد نظام ها نسبتا آرام بود و شاخص های اقتصادی قابل مقایسه فاصله چندانی از هم نداشتند.البته دستاوردهای انقلاب صنعتی در این دوره به نتیجه نرسیده بود.در این انقلاب ماشین الات صنعتی و مکانیزماسیون کشاورزی جای ابزارهای سنتی و کشاورزی سنتی را گرفتند.کارخانه های بسیاری ساخته شدند و کالاهای صنعتی فراوانی تولید شدند.فراورده های تولید شده با ماشین جای فراورده های تولید شده با دست را گرفتند.این تحولات با گسترش تولید،افزایش رقابت و رونق و رفاه اقتصادی بالایی همراه بود.گرچه خاستگاه و آغازگر این تحولات انگلستان بود،اما پس از آن کشورهای اروپایی و کشورهای پیشرفته آمریکایی را نیز فرا گرفت.این موضوع زمینه‌ توسعه یافتن و ثروتمند شدن اروپا و آمریکا شمالی را فراهم آورد.نتایج این انقلاب اقتصادی با کمک و به دنبال پیشرفت های علمی و تکنولوژی اثرگذاری و رفاه آفرینی بیشتری داشت.

تحولات ۱۹۵۰ به بعد

از ۱۹۵۰ به بعد در خصوص نظام اقتصادی تحولات قابل توجه دیگری رخ داد.همچنین،روند تحولات یاد شده در دوره زمانی مختلف متفاوت بود،مثلا تغییرات دوره زمانی بین سال های ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ کندتر از دوره ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۰ و آن نیز کند تر از تحولات ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۶ به بعد بود.گذار نظام ها از سوسیالیسم و کمونیسم به اقتصاد بازار ظهور نظام های اقتصادی جدید،پیشرفت های تکنولوژی،جهانی شدن و امور پس از بحران ۲۰۰۷ از جمله تحولات یاد شده است.در قرن ۲۱ نظام اقتصادی چین،هند و مانند آنها زمینه بالقوه عرضه و تقاضای عظیمی را در سطح جهانی به وجود آوردند.اقتصاد ژاپن به گونه‌ای پیشرفت کرد که در دهه ۱۹۹۰ و دهه اول قرن ۲۱ همچنین دوم اقتصاد جهان پس از آمریکا باقی ماند.البته رشد کمی اقتصاد چین در آستانه دهه دوم قرن ۲۱ آن قدر بالا بود که در سال ۲۰۱۱ از اقتصاد ژاپن پیشی گرفت و ژاپن را به رده سوم اقتصاد جهانی راند.بزرگی و کوچکی نظام اقتصادی را با تولید ناخالصی آن ها می سنجند.بنابراین اگرچه چین اقتصاد دوم جهانی شد،اصالت و سلامت فراورده های ژاپنی با آن قابل مقایسه نبود.قابل تاکید است که بزرگی اقتصاد به معنای تولید ناخالص بیشتر است و لزوما به معنای توسعه یافتگی نیست.

دور نمای آینده نظام اقتصادی

در آینده حرکت نظام ها به سوی تمرکز کمتر فعالیت ها در بخش عمومی و قدرت بیشتر بخش خصوصی است.موج دموکراسی خواهی اکثریت مردم در کشورهای مختلف و به خصوص در جوامع کمتر توسعه یافته درحال پیشرفت است و نظام های تمامیت خواه یکی پس از دیگری سقوط می کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *